این روزها گاهی اوقات حالمان از شغل آینده مان بهم میخورد. از اینکه دستمان را تا آرنج تا فیهاخالدون زنان فرو کنیم و بچه ها را از چیز مادرشان بیرون بکشیم که چی؟ که یک آدم دیگر را وارد این وادی کنیم . ما که گاهی اوقات فحش ناموس بار دکتر تاجیک میکنیم.
این روزها هوای اینجا عالیست و ما با اراذل به گه کشیدن مشغولیم. شغل مقدسی است.
این روزها ملت کو.ن تلفن مارا پاره کرده اند بس میزنگند و ما هر چه آنها را خر میکنیم نمیفهمند. شاید آنان خرند.
پ.ن:نمیشود به ما بیاموزید که نام آن پرنده سسک زرد است نه سکس زرد؟ تا اشتباهن وارد برگه ی امتحانی نکنیم.
پ.ن: زندگی مان پاک سازی شد. آشغالها را از زندگیمان راس ۹ شب بیرون گذاشتیم.( به شما نیز توصیه میکنیم. صفایییییییییییییییییییییییی دارد.)