گورپدرزندگی....

 
 

 

آخرین یادداشت ها
خدانگهدار
؟......
مدرسه
ماشین شهرداری.
گلایه ها
باز میکنیم
گرم از مستی.
سال نو مبارک. عیدیهمه به ما بیلاخی بیش نیست
[ بدون عنوان ]
؟؟؟؟
بی گازی ( ما با چس.ی.دن خود را گرم میکنیم)
قدرت خداوند
حبس
یادمان رفت عنوان بگذاریم..
برو بابا


آرشیو
آذر 1386
دی 1386
بهمن 1386
اسفند 1386
فروردین 1387
اردیبهشت 1387
خرداد 1387
تیر 1387

موضوع بندی
لینک های روزانه
لینک دوستان
قالب های رایگان
عسلک و خاله جونش
مملی
ماندانا ی مهربون
مهر
خاتون.. الاغی که یونجه را می فهمید
اتاق تمام فلزی.. امین
یک روز بعد از ظهر..مریم..
مونث عاصی
افیون
آسمان گرگ و میشی

لوگو
width تصویر بیشتر از 150 پیکسل نباشد.
خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید.
نام کاربری

جستجو در وبلاگ


تعداد بازدیدکنندگان
4936

طراحی قالب

POWERED BY
BlogSky.com
 

 قدرت خداوند

 

امشب ما به جرگه ی آدمیان پیوستیم و چادر پوشان در دسته حاضر گشتیم. قدرت خداوند است که ما به مستراح هم که میرویم چشممان به جمال ان داف لاشی عشقمان روشن می گردد.

از شانس تخماتیک دافی کنار ما ایستاده بود و ما را نمیشناخت. واقعن قدرت خداوند است.

پ.ن: خداوندا چاکرتیم ما گه خوردیم. عشقمان را از افسون دافی ها حفظ کن.

پ.ن: امریکا حیا کن فلسصینو رها کن. الهه حیا کن رضای مارا رها کن.

یک نکته ی جالب ماتازه فهمیدیم. ژن لاشی گری در خاندان لاشی ها ارثی است. زیرا دبیر زبانکده مان که دختر عموی این بشر بوده گویا قبلنها دنبال نامزد دختر خالمان بوده و پیشنهاد دوستی نیز داده بوده. باز هم قدرت خداوند است.

  00:25 AM | مهدیه | نظرات [13] | نسخه قابل چاپ

 حبس

 

خداوندا به چه زبانی بگوییم به او که.

                                 دوست نداریم هر آشغالی تو را اِشغال کند.

اگر عاشق آشغالها میشوی در آغوش ما بمان که دریایی از لجن میباشیم.

پ.ن: دلمان تنگ است نمی دانیم چرا خودمان را به لجن تشبیه کردیم به این ایفتیضاحی هم نیستیم بسی ایفتیضاحتریم.

پ.ن:یک بیت شعر میخاستیم بنویسیم هر چه فکر کردیم نیافتیم چه بود. 

  5:13 PM | مهدیه | نظرات [11] | نسخه قابل چاپ

 یادمان رفت عنوان بگذاریم..

 

حال چرا ما قالب وبلاگمان را شکلاتی کردیم؟؟ زیرا خودمان و عشقمان بسی از شکلات متنفریم و طبق نظریات این ساکلوجیستان خا.ر ک...ه از هر چیز که متنفرید زیاد با ان باشید روزی این نفرت به عشق تبدیل میگردد.

دیروز برای بار دوم در عمرمان دفترچه کنکور ازاد را گرفیم. عشقمان هی مارا سیخ میکرد که این بار مامایی بخان میدانید چرا؟ ایا؟ این بشر بسی از این جور عکسهای ضد جمه.و.ر.ی اس لا می خوشش میاد و فقط به خاطر اینکه کتب مارا بخاند مارا تشویق میکند. یکی به این بشر بگوید بابا ما خودمان داریم تو لب تر کن ما پخش زنده اش را به تو نشان میدهیم.

پ.ن: هم اکنون با مادرمان دعوامان شده و در این برف و بوران از خانه زدیم بیرون و داریم می نگاریم.

پ.ن: دیروز یک جمله خاندیم با این مضمون.: قبل از اینکه هر گهی بخورید با انگشت به پیشانیتان بکوبید تا بعدها مجبور نشوید با دست بر فرق سرتان بکوبید.

پ.ن: فقط ۸ماه دیگر مانده تا این خراب شده را ترک گوییم. کرجی های عزیز منتظرمان بمانید.

پ.ن: حال میکنیم همینطور گاز کش داریم مینویسیم. مجلیست ایا؟ خودمان میدانیم این پستمان بسی ک.س شع.ر شد. ما اعصابمان ناراحت است. معذرت میخاهیم

  11:04 AM | مهدیه | نظرات [15] | نسخه قابل چاپ


   1      2    >>